X
تبلیغات
تن ناز

تن ناز

اس ام اس سنگین و نیش دار


واسه رسیدن به ما باید دست و پا بزنی

زنگ و اس ام اس که همه میزنن :))


برچسب‌ها: اس ام اس, sms, پیامک, پیام, پیام کوتاه
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 22:35  توسط شمه  | 

تاجر میمون

روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستایی‌ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستایی‌ها هم که دیدند اطراف‌شان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتن‌شان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون‌ها روستایی‌ها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد این‌بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستایی‌ان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهای‌شان رفتند.

این بار پیشنهاد به 45 دلار رسید و...

در نتیجه تعداد میمون‌ها آن‌قدر کم شد که به سختی می‌شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. این‌بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون60 دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می‌رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون‌ها را بخرد.
 
در غیاب تاجر، شاگرد به روستایی‌ها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به 50 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به60 دلار به او بفروشید.» روستایی‌ها که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پول‌های‌شان را روی هم گذاشتند و تمام میمون‌ها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستایی‌ها ماندند و یک دنیا میمون.


برچسب‌ها: داستان, کوتاه, داستان کوتاه, قصه, پند آموز
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 22:35  توسط شمه  | 

تعبیر خواب کالباس


کالباس مال و نعمتی است که زحمت به دست آوردن و تهیه آن را دیگری کشیده و بهره برداریش به بیننده خواب می رسد. کالباس مالی است مشکوک که به صحت و سلامت آن خیلی نمی توان اعتماد داشت. کالباس در خواب های ما خصوصیات گوشت را دارد به اضافه بی اعتمادی. در رویاهای ما گوشت حیوانات حلال گوشت مال حلال تعبیر می شود و کالباس مالی است حلال ولی مشکوک. اگر در خواب ببینید کالباس می خورید از چنین مالی بهره می برید و چنانچه ببینید کالباس خریده اید و به خانه می برید چنین مالی را به دست می آورید که اعضا خانواده شما نیز بهره مند می گردند. اگر دیدید کسی در خواب به شما کالباس می دهد او به شما سود می رساند و اگر دیدید ساندویچ کالباس می خورید به شرطی که خیارشور و سس ننداشته باشد لقمه ای حلال به چنگ می آورید. خیارشور و سس اثر خوب خواب شما را از بین می برد و غم و رنج می آورد.


برچسب‌ها: تعبیر خواب, تعبیر, خواب, کالباس, تعبیرخواب کالباس
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 22:34  توسط شمه  | 

تعبیر خواب گیلاس


گیلاس اگر در فصل خودش در خواب دیده شود تعبیری ندارد ولی اگر در غیر فصل مثلا در زمانی که برف بر زمین نشسته و آبها یخ بسته گیلاس ببیند و بخورد خوب نیست بخصوص اگر مزه اش ترش باشد. گیلاس و آلبالو را خوب ندانسته اند و بیشتر به خاطر ترشی مزه اش آن را غم و اندوه تعبیر کرده اند ولی اگر در خواب ببینید گیلاس می خورید و آن کاملا شیرین است بد نیست. چنانچه کال باشد بهتر است.


برچسب‌ها: تعبیر خواب, تعبیر, خواب, گیلاس, تعبیرخواب گیلاس
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 20:21  توسط شمه  | 

جوک

حیف نان کیس کامپیوترش رو میبره تعمیرگاه می گه آقا اینو برای ما تعمیر کن. مرده می گه: چه مشکلی داره؟ میگه: والا نمی دونم چرا چند روزه جا لیوانیش بیرون نمیاد!


برچسب‌ها: جوک, جدید, جوک جدید, خنده, خنده بازار
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 20:20  توسط شمه  | 

داستان کوتاه


زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.

از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد :گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم…

چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.
یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.
در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن کردن و کادو پیچی و از اینجور جفنگ بازیها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد


برچسب‌ها: داستان, کوتاه, داستان کوتاه, قصه, پند آموز
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت 20:20  توسط شمه  | 

اس ام اس تولد

امشب چه ناز دانه گلی در چمن رسید، گویی بساط عیش مداوم به من رسید

نور ستاره ای در شب تولدش، انگار که فرشته ای از ازل رسید

تولد فرشته کوچکتان مبارک


برچسب‌ها: اس ام اس, sms, پیامک, پیام, پیام کوتاه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 23:42  توسط شمه  | 

اس ام اس تولد

مروز با شکوهترین روز هستیست روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد
و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد
به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی تولدت مبارک


برچسب‌ها: اس ام اس, sms, پیامک, پیام, پیام کوتاه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 23:40  توسط شمه  | 

فال ازدواج

پیوند زناشویی اردیبهشت با سایر ماه ها

اردیبهشت با فروردین : (متوسط ) ممکن است مشکل داشته باشند قابل حل شدن است

اردیبهشت با اردیبهشت : ( متوسط ) نسبتا خودرای و لجباز هستند ممکن است مشکل پیش بیاید

اردیبهشت با خرداد : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو و چندان با هم سازگار نیستند

اردیبهشت با تیر : ( بسیار خوب ) خانواده دوست خونگرم پیوندی محکم و استوار

اردیبهشت با مرداد : ( بسیار خوب ) عاشق پیشه با صداقت وفادار پیوندی مملو از آرامش

اردیبهشت با شهریور : ( خوب ) جوانمرد باسخاوت مددکار و بدون مشکل

اردیبهشت با مهر : ( متوسط ) اهل اعتدال معاشرتی خونسرد و کمی حسادت

اردیبهشت با آبان : ( خوب ) آرمانگرا بلندپرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگار

اردیبهشت با آذر : ( متوسط ) جسور بی پروا نیازمند با آزادی و بدون تفاهم

اردیبهشت با دی : ( بسیار خوب ) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا

اردیبهشت با بهمن : ( بد ) کنجکاو آزادیخواه و آرمانگرا و ایده متفاوت از یکدیگر

اردیبهشت با اسفند : ( خوب ) اشخاصی تودار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند


برچسب‌ها: طالع, طالع بینی, فال, فال و طالع بینی, طالع بینی و فال
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 23:40  توسط شمه  | 

اس ام اس عاشقانه


 مرا آن دیده ی تر می شناسد
مرا از خویش بهتر می شناسد
به جرم عاشقی ها سر شناسم
مرا ازپشت خنجر می شناسد . . .


برچسب‌ها: اس ام اس, sms, پیامک, پیام, پیام کوتاه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 16:34  توسط شمه  |